تبلیغات
عشق نامه - مطالب دی 1392
عشق نامه
حی علی خیر العمل
HTML tutorial

هزاران درود بر شما

به وبلاگ عشق نامه خوش آمدید

ما را از نظرات خود بی دریغ نگذارید
 
جمعه 20 دی 1392 :: نویسنده : حمیدرضا نصرآبادی
امروز صبح فکر کنم لیاقت اینرو پیدا کردم که جزء عاشقای امام عصر باشم. مهدیه ی سمنان با حظور حاج آقای کافی فرزند مرحوم کافی فضای دلنشینی پیدا کرده بود. قرأت زیارت عاشورا، دعای عهد و در نهایتاً دعای پر فیض ندبه خیلی بهم نشاط داد. خیلی ها هم اُمده بودند. شلوغ بود. صدای یا صاحب الزمان کل فضای مهدیه رو پر کرده بود. جاتون خالی. امروز روایتی رو هم شنیدم که خیلی جالب بود.حاج اقای کافی فرموند: شخصی که پدرش اهل سنّت و مادرش از تشیّع بود از کودکی همیشه شاهد بحث و جدل والدینش بر سر حظور و وجود امام زمان (ع) بود. در سنین جوانی مادرش از دنیا رفت و در زمان زندگیش همواره فرزندش را به حُب اهل بیت و توسل به امام عصر دعوت مینمود. به فرزندش میگفت که هرگاه در تنگنا قرار گزفتی، سه بار بگو یا صاحب الزمان. این شخص به تجارت پرداخت. در یکی از سفرهای تجاری خود که روغن بر بار شتر داشت در استراحتگاه به خواب رفت. از خواب که برخواست دید از کاروان جامانده و تنها در دل کویر. به جستجو پرداخت ولی به نتیجه ای نرسید. گرمای طاقت فرسای کویر بیشتر میشد تا جاییکه دیگر از شدت خستگی و گرما نا اُمید از ادامه ی کار به فکر مرگ افتاد و خوشحال از اینکه به دیدار مادرش میرود. ناگهان یاد مادر یادآور سخنش شد. ازاینرو با اُمید سه بار فریاد زد یا صاحب الزمان. ناگهان مردی را دید که به او نزدیک میشود با خود گفت خدا را شکر حتماً این هم شخصی راه بلد و یا مثل من در راه مانده است. شخص به او نزدیک شد. ناگهان نام او را صدا زد. در حالیکه تعجب مرد را فرا گرفته بود گفت: تو مرا از کجا میشناسی؟!. مرد گفت درود بر مادرت. من همانیم که صدایش زدی. بعد مسیری را نشان داد و به او گفت به اینسو برو تا به شهری برسی که همه از شیعیان مایند. مرد به امام گفت مگر شما نمیایید. امام فرمودند: خیلی ها مرا صدا میزنند. یا صاحب الزمان نمیبینمت ولی میدانم که در این دنیای پر از بند و شلوغی تو همیشه نگاهت به من است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : حمیدرضا نصرآبادی
میدان امام دامغان

امروز رفتم دامغان.
برای چی؟
رفتم دنبال جایی برای شعبه بانک.
مگه کارمند بانکی!؟
هنوز نمی دونم!
یعنی چی!؟
چی بگم والا گفتند برین جایی برای شعبه پیدا کنید بعد اگه موافقت شد میتونید مشغول به کار شید!
چی بگم والا.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 دی 1392 :: نویسنده : حمیدرضا نصرآبادی
امروز ویدیویی رو توی سایت پارات دیدیم که خیلی خدا رو شکر کردم که سالم و سلامتم. ولی از طرفی خیلی افسوس خوردم که اگه عزم و اراده ای حتی نصف این بنده خدا داشتم الان به خیلی جاها رسیده بودم. ویدیوشو ببینید واقعاً جالبه.

[http://www.aparat.com/v/GySk9]




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 دی 1392 :: نویسنده : حمیدرضا نصرآبادی
 
با سلام.
من امروز هجدهم بهمن ماه سال یک هزار و سیصد و نود و دو رو روز تولد وبلاگ عشق نامه نام گذاری میکنم. عشق نامه! عجب اسمی.منظورت چیه!؟. این بلاگ برای من مثل روزنامه حوادث یا شاید دیوار تخیلاتم و حتی شاید دفترچه ی خاطراتم باشه. نمی دونم شاید تجربه های زندگیم رو بتونم اینجوری به معرض دید بذارم. نظرات شما هم میتونه برای من راهگشای مشکلات باشه. انسان موجودیه که باید تجربه کنه و از تجربیات دیگران هم استفاده کنه. در هر صورت تو این بلاگ چیزای ;متنوع قرار داده میشه. مسلماً سرعت برانگیختن تعجب شما در ابتدای شروع کارم سخت و کنده ولی امیدوارم به مرور سریع تر بشه. از همین الان منتظر نظرات شما و راهنمایی هاتون هستم. ممنون.
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


من حمید رضا نصرآبادی متولد سیزده مرداد سال شصت و نه در مشهد و فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر، گرایش نرم افزار از دانشگاه دولتی سمنان می باشم.

مدیر وبلاگ : حمیدرضا نصرآبادی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



Flag
Country
City
Isp
Ip







powered by calculator.net